دو دستهبندی بزرگ برای استراتژیهای معاملاتی روزانه وجود دارد: 1 – احتیاطی 2- سیستماتیک یا اتوماتیک.
شما میتوانید به ترکیب این دو نوع استراتژی نیز بپردازید. یک استراتژی احتیاطی در واقع به شما این اجازه را میدهد که راه گریزی برای هنگام خطرات داشته باشید.
یک رویکرد سیستماتیک نیز به زمانی مربوط میشود که شما در هنگام هشدار سیگنال وارد معامله شده و ریسک را بر اساس معیارهای از پیش تعیین شده مدیریت کنید.
یک رویکرد سیستماتیک برای معاملات روزانه به این معنا است که شما از نادیده گرفتن یک هشدار معاملاتی اجتناب کنید.
استفاده از این رویکرد برخی از عناصر انسانی که میتواند با موفقیت استراتژی در تضاد باشد، از بین میروند.
مدیریت ریسک مربوط به یک رویکرد سیستماتیک میتواند قبل از پیادهسازی تست شود تا ببینید که این رویکرد در گذشته جوابگو بوده است یا خیر.
مزایای مختلفی برای استفاده از یک رویکرد سیستماتیک وجود دارد. بکتستگیری نمونهی دادهها میتواند برای شما اعتماد به نفس لازم را برای اجرای استراتژی معاملاتی فراهم کند.
معاملات دمو که به آن معاملات کاغذی یا Paper Trading نیز گفته میشود، در واقع استفاده از یک نرمافزار معاملاتی برای شبیهسازی محیط معاملاتی واقعی در بازار است.
تقریبا تمام پلتفرمهای معاملاتی امروزی نوعی از معامله دمو یا تمرینی را ارائه میکند که تجربهی واقعی معامله را با یک نرمافزار به طور دقیق یا مشابه به آن شبیهسازی میکند.
این حسابهای دمو به شما اجازه میدهند که دقیقا مانند بازار واقعی معامله کنید اما در این روند، نیازی به استفاده از سرمایه واقعی نیست و با پول مجازی معامله خواهید کرد.
شما همینطور میتوانید پارامترهای حساب دمو را خودتان تنظیم کنید. این یک مزیت بزرگ است زیرا دقیقا مانند یک ورزشکار، معاملهگران نیاز به تمرین مهارتهای خود دارند تا در رقابت عقب نمانند.
در حالی که شروع کردن با یک دورهی آموزشی آنلاین برای یک حرفهی معاملاتی ضروری است، گام ضروری بعدی، صرف زمان و تلاش برای تست کردن مهارتها و ایدهها در یک محیط واقعی است.
از نظر تئوری این عالی است اما هیچ چیزی نمیتواند شما را برای عمل واقعی خرید و فروش آماده کند؛ به جز محیط شبیهسازی شدهی یک حساب دمو.
معامله با حساب دمو این امکان را به شما میدهد که در واقع نتیجهی ایدهها و مهارتهای خود را در مواجهه با ریزهکاریها، پیچیدگی و استرس تصمیم گرفتن در بازار معاملاتی ببینید.
به یاد داشته باشید که برای هر معاملهای که انجام میدهید شما باید دقیقا بدانید که چرا به معامله وارد شده یا از آن خارج شدهاید و چه کاری میتوانید انجام دهید تا سودآوری خود را افزایش داده و ریسک خود را به حداقل برسانید.
موفقیت فعالیتهای معاملاتی روزانه شما کاملا تابع قابلیت شما در مدیریت ریسک است.
چه برنامه داشته باشید که از یک استراتژی احتیاطی استفاده کنید یا از یک استراتژی سیستماتیک بهره بگیرید، کلید موفقیت در واقع یک برنامه تجاری خواهد بود که سودآور است.
موثرترین راه شروع این فرایند در واقع مشخص نمودن این است که چه مقدار از سرمایه خود را میتوانید در معرض ریسک قرار دهید.
شما باید به معاملات روزانه به عنوان یک کسب و کار نگاه کنید. شما نیاز دارید که ایدهی شفافی از اینکه چه مقدار سرمایه میخواهید به فعالیتهای معاملات روزانه خود اختصاص دهید، داشته باشید.
این میتواند در طول زمان تغییر کند، اما بالاخره شما باید از یک جایی شروع کنید.
علاوه بر این، مبالغی که شما برای معاملات روزانه اختصاص میدهید نباید از خرجهای ضروری شما مانند مسکن و غذا باشد.
زمانی که سرمایهی خود را به فعالیتهای معاملاتی روزانه اختصاص داید، در ادامه میتوانید به تصمیمگیری در مورد اینکه میخواهید از چند استراتژی استفاده کنید یا خیر.
اختصاص دادن و تقسیم سرمایه
آیا تمام سرمایهی خود را با استفاده از یک استراتژی معامله خواهید کرد یا اینکه چند استراتژی همزمان را در نظر خواهید گرفت؟
طبق این مفهوم، زمانی که شما سرمایهی خود را بین استراتژیهای مختلف پخش میکنید، ریسک شکست خوردن یک استراتژی و مختل شدن فعالیتهای معاملاتی روزانه را کاهش میدهید.
بنابراین اگر شما دارای سه استراتژی هستید که سودآور هستند و یکی برای شما ضرر به همراه دارد، احتمالا تجربهی معاملاتی مثبتی در آن روز خواهید داشت.
معامله پیشبازار یا قبل از باز شدن بازار (Premarket Trading) در بازه زمانی قبل از باز شدن بازار معاملاتی که معمولا ساعت 8 تا 9:30 صبح در منطقه زمانی شرقی (EST) است، رخ میدهد.
بسیاری از معاملهگران بازارهای معاملاتی بر روی نشستهای معاملاتی تمرکز میکنند و کاملا باز زمانی قبل از باز شدن بازار یا در واقع پیشبازار را نادیده میگیرند.
سرمایهگذارانی که دارای حسابهای معاملاتی آنلاین هستند، اگر بروکر این امکان را فراهم کند، میتوانند به خرید نمادهای معاملاتی در ساعات پیشبازار بپردازند.
فروشندگان و خریداران در نشستهای معاملاتی اصلی میتوانند به سرعت با یکدیگر به معامله بپردازند. برخلاف پیشبازار که سرمایهگذاران با فعالیت معاملاتی کمتری مواجه میشوند.
با این حال معامله در پیشبازار به سرمایهگذاران این اجازه را میدهد که به رویدادهای بزرگ و اخبار معاملاتی مانند آشفتگی سیاسی در خارج از کشور، بلافاصله واکنش نشان دهند.
با این حال، زمانی که با این ریسکها احساس راحتی کردید، معامله با یک اندازه معاملاتی کم برای شروع و امتحان کردن شرایط میتواند مناسب باشد.
بسیاری از معاملهگران به دلیل نوسان بالا، علاقه فراوانی به معامله کردن در پیشبازار دارند. بنابراین قبل از شروع، زمان کافی به تحلیل و آشنایی با شرایط اختصاص دهید و سپس وارد معامله شوید.
اگر شما در سرمایهگذاری تازهکار هستید و به دنبال تبدیل شدن به یک معاملهگر فعال در بازارهای معاملاتی هستید، بنابراین باید از نحوه خواندن چارتهای معاملاتی اطلاع پیدا کنید.
با اینکه اکثر چارتهای معاملاتی، نسبتا مقدماتی و ساده هستند، درک نحوهی خواندن آنها میتواند برای برخی معاملهگران سخت باشد.
یک چارت معاملاتی در واقع مجموعهای از اطلاعات در مورد یک نماد معاملاتی خاص است که معمولا جزئیاتی در مورد حجم معاملاتی، تغییرات قیمتی، حداقل و حداکثرهای تاریخی، سود نماد، قیمت معاملاتی فعلی و غیره، ارائه میکند.
دانستن نحوه خواندن چارتها یکی از بهترین راههای درک عملکرد یک نماد معاملاتی محسوب میشود.
چارتهای معاملاتی همینطور به شما کمک میکنند تا از نحوهی عملکرد نماد معاملاتی در آینده مطلع شوید و از نمای کلیتر بازارهای معاملاتی آگاه شوید.
رایجترین نوع چارت معاملاتی که در وبسایتهایی مانند Yahoo Finance و Google Finance میتواند مشاهده کنید، چارت خطی است.
چارتهای خطی در واقع سنگ بنایی برای معاملهگران تازهکار بازارهای معاملاتی هستند و مقدماتی و سادهترین چارت به شمار میآیند.
این چارتها ترندهای قیمتی یک نماد معاملاتی را در یک بازه زمانی انتخاب شده نمایش میدهند. محور عمودی از قیمت نماد معاملاتی و محور افقی از بازه زمانی مورد نظر تشکیل شدهاند.
یکی دیگر از تکنیکهای چارتینگ محبوب برای نشان دادن دادههای قیمتی در بازارهای معاملاتی، کندلاستیکها هستند.
معاملهگران از چارتهای کندلاستیک بهره میگیرند تا قیمتهای باز شدن، بسته شدن، بالا و پایین را در یک بازه زمانی مشخص برای یک نماد معاملاتی، مشاهده کنند.
علاوه بر این، بدنهی یک کندلاستیک به شما اجازه میدهد از قیمت بسته شدن نماد معاملاتی در آن بازه نسبت به قیمت باز شدن اطلاع حاصل کنید.
در هنگام ترند، به دنبال عقبنشینیهای قیمتی و سطوح مقاومت و حمایت و همینطور میانگین متحرکها باشید تا نقاط بهینهی ورود به بازار و بهرهگیری از ترند را پیدا کنید.
ما نمیدانیم چه زمانی یک ترند به پایان خواهد رسید بنابراین به عنوان یک قانون نانوشته به یاد داشته باشید که تا وقتی به طور زنجیرهای قیمتهایی فراتر از سطوح حمایت و مقاومت در بازار دیده شود، در معامله بمانید.
معمولا خریداران در حوالی سطح حمایت و فروشندگان در حوالی سطح مقاومت آماده هستند تا به معامله وارد شده یا خارج شوند.
به این دلیل این سطوح مهم هستند که میتوانیم انتظار داشته باشیم با رسیدن به این سطوح خریداران یا فروشندگان باعث تغییر جهت ترند شوند.
البته واضح است که این روند همیشه آن طور که میخواهیم پیش نمیرود اما این سطوح باعث میشوند احتمالات به نفع ما باشند و این احتمالات مواردی هستند که به عنوان معاملهگر باید به دنبالش باشیم.
اگر در سطح حمایت به خرید بپردازیم، اگر قیمت آن سطح را بشکند پس متوجه خواهیم شد که اشتباه کردهایم و میتوانیم از معامله خارج شویم. این روند برای زمانی که در سطح مقاومت به فروش پرداختهایم نیز صحت دارد.
چیزی که باید از آن اطلاع داشته باشید این است که اگر شرایط بازار تغییر کرده و به یک جهت خاص متمایل شود، سودآوری شما در این استراتژی در معرض ریسک خواهد بود.
زمانی که از مانع تبدیل شدن به یک معاملهگر با سودآوری باثبات عبور کنید، اجازه دادن به رشد حساب معاملاتی خود میتواند فریبنده باشد.
اما اکثر استراتژیهای معاملاتی به طور چرخهای هستند. این به معنای آن است که در هنگام استفاده از این استراتژیهای دورههای عقبنشینی نیز وجود خواهد داشت.
برای آماده بودن برای این مواقع، بهتر است که مقداری از درآمد حاصل شده از معاملات خود را به ایجاد راههای درآمدی دیگر، اختصاص دهید.
این میتواند سرمایهگذاری بر روی املاک، سهام یا حتی کسب و کارهای کوچک باشد. در واقع ایجاد راههای درآمدی دیگر که مرتبط به معاملات فعلی شما نیست، میتواند شما را به یک معاملهگر بهتر تبدیل کند.
یادگیری انتخاب مناسب اندازه معاملات آی سی ام بروکرز
بزرگترین ریسک از دست رفتن سرمایه برای معاملهگران این است که معاملات به اندازهای بیش از حد بزرگ باشند.
در واقع طبق یک تحقیق توسط مجله معتبر Journal of Finance که بر روی 82 مدیر صندوق بازنشستگی انجام گرفته است، 91 درصد از عملکرد پرتفوی میتواند به اندازه معامله و اختصاص داراییها بستگی داشته باشد.
اندازه پوزیشن یا معامله بر اساس هر استراتژی و اندازه پرتفوی تفاوت دارد اما به عنوان یک قانون کلی، شما نباید به میزان زیادی بیشتر یا کمتر از 1 درصد از پرتفوی خود را به معامله اختصاص دهید.
اکثر معاملهگران قبل از اینکه به طور باثباتی سودآوری کنند، چندین بار شکست میخورند. عدم کسب سود و ضرر دادن بخشی از یادگیری بازارها محسوب میشود؛ بنابراین از شکستهای خود یاد بگیرید.
با این وجود، احتمالا زمانی میرسد که نیاز به شارژ دوباره حساب خود خواهید داشت. بنابراین باید منبع درآمد دیگری نیز داشته باشید تا بتوانید با ضررهای خود مبارزه کنید و دوباره بتوانید وارد بازار شوید.
اگر منبع درآمد یا پسانداز دیگری نداشته باشید، پس از چند شکست و ضرر بزرگی که در روزهای ابتدایی خود در بازار تجربه میکنید، کارتان تمام است.
طبق گفتهی آقای Dennis Dick از موسسه اعطاکننده گواهینامه بینالمللی تحلیلگر خبره مالی، استفاده از یک دستور بازار را مانند نوشتن یک چک سفید امضا دانسته است.
با استفاده از این دستورها شما نمیدانید که معاملهتان در چه زمانی انجام خواهد شد و این باعث میشود به کارگیری استراتژیتان با دقت بالا سخت باشد.
استفاده از دستورهای حد به این معنی است که شما برخی از معاملات و فرصتها را از دست خواهید داد اما از طرفی دیگر دانستن قیمتی که در آن خرید یا فروش انجام میدهید، به شدت مهم است.
یکی از بزرگترین ویژگیهایی که معاملهگران برنده و بازنده را از یکدیگر جدا میکند، نظم است. نظم برای جلوگیری از ضرر بیشتر، نظم به منظور وفادار ماندن به برنامه روزانهی خود و مخصوصا نظم برای اعمال توقف ضررها.
بسیاری از معاملهگران با نیت خوب وارد بازار معاملاتی میشوند. آنها یک الگو مشاهده میکنند و نقطهی ورودی را برای خود تعیین میکنند و شاید حتی به هدف سودآوری نیز فکر کنند.
اما زمانی که وارد معامله میشوند، ذهن معاملهگران شروع به ایجاد شک و شبهه میکند و معاملهگر ممکن است توقف ضرر خود را تغییر دهد تا داخل معامله باقی بماند.
شما باید در همان زمان ثبت معامله، دستور توقف ضرر خود را نیز ثبت کنید. از لحاظ روانشناسی، لغو کردن توقف ضرر خود سخت است چون میدانید این کار اشتباه است.
اما زمانی که داخل معامله هستید، ممکن است ذهن شما بهانههایی جور کند تا توقف ضرر را تغییر داده و اجازه دهید بازار از آن عبور کند.
داشتن یک استراتژی
بدون یک استراتژی و برنامهای برای پیادهسازی آن استراتژی، از نظر ذهنی بسیار ساده خواهد بود که اهداف قیمتی خود را در لحظه تغییر دهید.
برای مثال در یک معاملهای که شما تنها 0.25 دلار را باید در معرض ریسک قرار دهید، بدون برنامه و استراتژی آسانتر است که اجازه دهید این مبلغ به 0.35 دلار برسد.
الگوی معاملاتی دو دره یا Double Bottom یک سیگنال معاملاتی اندازه حرکت است که برای تشخیص و پیشبینی زمانی که ترند ممکن است تغییر جهت دهد، استفاده میشود.
این الگوی معاملاتی با به نمایش درآمدن دو نقطه حداقل مشابه پس از یک حرکت نزولی بر روی چارت، قابل تشخیص دادن است.
زمانی که سعی دارید یک الگوی دو دره را تشخیص دهید، باید توجه داشته باشید که حرکت نزولی قبل از شکلگیری الگو تند باشد. حداقل 10 درصد اما میتواند تا 30 درصد نیز باشد.
یک حرکت نزولی 2 یا 3 درصدی ممکن است صرفا نویز بازار باشد و از آنجایی که هیچ سیگنالی تضمین شده نیست، بهتر است تنها بر روی الگوهای قابلتوجه، تمرکز داشته باشیم.
به یاد داشته باشید، باید معیارهای خاصی در بازار دیده بشود تا بتوانیم بر اساس الگوی دو دره معامله کنیم. در زیر مثالی در این مورد را میتوانید مشاهده کنید.
مثالی از الگوی دو دره
این مثال به تغییرات قیمتی سهام شرکت Kemper Corporation که در واقع یک موسسه بزرگ ارائهکننده بیمه برای دارایی، تلفات و سلامتی است، مربوط میشود.
با ارزش بازار 5 میلیارد دلاری و تقریبا 10 هزار کارمند، این سهامی نیست که به راحتی با هر معاملهای دچار تغییر قیمتی قابل توجه شود.
با این حال، این حرکت صعودی موقتی بوده و در اواسط ماه May دوباره قیمت سهام به زیر 60 دلار و محدود 55 دلار رسید.
معاملهگران زیرکی که این الگوی دو دره را تشخیص دادند، به سرعت پاداش دریافت کردند چون در هفتهی اول ماه آگوست، قیمت سهام به حداکثر جدیدی در سال 2020 رسید.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید