این اندیکاتور قیمت و نوسان را در شکل ATR (محدوده واقعی میانگین) در محاسبات خود شامل میکند.
یکی از معایب اندیکاتور سوپرترند این است که میتواند سیگنال های اشتباه از خود ارائه کند. این مخصوصا در زمانی که بازار در یک محدوده نوسان میکند، صحت دارد.
اندیکاتور Supertrend با چند بازه زمانی سعی دارد که چنین سیگنال های اشتباهی را به حداقل برساند. این در واقع ترکیبی از چند اندیکاتور سوپرترند در بازه های زمانی مختلف است.
به لطف این ترکیب، شما میتوانید وضعیت Supertrend را در تمام بازه های زمانی انتخاب شده خود مشاهده کنید.
چرا از این اندیکاتور استفاده میکنیم؟
بررسی ترند بازار تنها بر روی یک چارت میتواند به یک دید و درک محدود از کل ترند منجر شود.
برای مثال اگر شما مقادیر Supertrend را در جفت ارز EUR/USD و بازه زمانی 30 دقیقهای بررسی کنید، ممکن است سیگنالی از یک ترند صعودی ارائه دهد.
با این حال، زمانی که سوپرترند همان جفت ارز را در چارت 4 ساعته بررسی کنید، میتواند نشان دهنده یک ترند نزولی قدرتمند باشد.
نظارت بر Supertrend در چندین بازه زمانی میتواند یک دیدگاه استراتژیک برای شما فراهم کند و دید جامع بهتری از ترند کلی به شما بدهد.
اندیکاتور سوپرترند با چند بازه زمانی (Multi-Timeframe)میتواند باعث شود شما تصمیم های معاملاتی بهتری بگیرید چون شرایط ترند برای هر بازه زمانی در یک جدول با خوانایی آسان فراهم شده است.
شخصی سازی اندیکاتور Supertrend در آی سی ام بروکرز
در اندیکاتور سوپرترند با چند بازه زمانی شما میتوانید بازه های زمانی متناسب با اولویت های خود را انتخاب کنید. شما قادر به فعال و غیرفعال کردن هر کدام از آنها هستید.
استراتژی فارکس اسکالپینگ Scalping یک سیستم معاملاتی ساده است که بر روی اهداف بسیار نزدیک، توقف ضرر به شدت کم و بسیاری از معاملات باز و بسته شده در یک مدت کوتاه، تمرکز دارد.
توجه داشته باشید که همه بروکرهای فارکس اجازه معامله اسکالپینگ را نمیدهند و برخی که این امکان را فراهم میکنند، برای این کار مناسب نیستند.
به طور کلی اسکالپینگ برای همه معاملهگران مناسب نیست و باید شرایط آن را داشته باشید. در زیر به سادهترین شکل معامله اسکالپینگ پرداختهایم.
1 – جفت ارزهایی با نوسان روزانه بسیار اما اسپرد پایین برای این استراتژی پیشنهاد میشوند (مثال های مناسب: EUR/JPY، GBP/USD، EUR/USD و USD/JPY).
2 – بازه زمانی یک دقیقهای یا کمتر مناسب است.
3 – بهترین زمان معامله در حین تلاقی نشستهای معاملاتی اروپا و آمریکا و همینطور نشستهای آمریکا و آسیا محسوب میشود.
4 – با نظارت فعالانه بازار برای 5 تا 15 دقیقه آماده ورود به معامله شوید.
5 – زمانی که فکر میکنید میتوانید با ترند کوتاه مدت فعلی همراه شوید، وارد معامله شوید.
6 – یک دستور توقف ضرر (Stop Loss) را با فاصله 10 پیپ تنظیم کنید.
7 – قانون عمومی برای هدف سودآوری در واقع یک یا یک و نیم اسپرد است. تنظیم کسب سود با سطوح کم (2 تا 5 پیپ) تقریبا غیرممکن است. بنابراین شما نیاز دارید که بر روی بازار به دقت نظارت کنید و به طور دستی معامله خود را ببندید.
فرض کنید وارد معامله خرید EUR/USD با 10 پیپ توقف ضرر و هدف سودآوری 4 پیپ شدهاید. پس از 20 ثانیه معامله به 4 پیپ سود رسیده و شما آن را میبندید.
فرض کنید وارد معامله خرید GBP/USD با 10 پیپ توقف ضرر و هدف سودآوری 4 پیپ شدهاید. پس از 3 دقیقه بازار به طور ناگهانی تغییر جهت داده و معامله با توقف ضرر بسته میشود.
حالا فرض کنید وارد معامله خرید USD/JPY با 10 پیپ توقف ضرر و هدف سودآوری 3 پیپ شدهاید. پس از 1 دقیقه بازار معامله به 4 پیپ سود رسیده و شما آن را میبندید.
فرض کنید وارد معامله خرید EUR/JPY با 10 پیپ توقف ضرر و هدف سودآوری 5 پیپ شدهاید. پس از 5 ثانیه قیمت به تندی صعود کرده و با 12 پیپ سود معامله را میبندید.
همانطور که در تصویر مشاهده میکنید، این الگو شامل سه میله میشود: چشم چپ، بینی و چشم راست.
چشم چپ باید میلهای صعودی برای الگوی پین بار نزولی یا یک میله نزولی برای الگوی پین بار صعودی باشد.
از طرف دیگر، قسمت بینی باید داخل میله چشم چپ باز و بسته شود اما حداکثر آن (یا حداقل آن در الگوی صعودی) باید بسیار بیشتر از حداکثر (یا حداقل) چشم چپ پیش برود.
قیمت بسته شدن و باز شدن بینی باید در یک چهارم انتهایی (یا یک چهارم بالایی در الگوی صعودی) میله قرار بگیرد. چشم راست جایی است که معامله در آن رخ میدهد.
یک شرایط اضافه دیگر برای الگوی مناسب وجود داشتن سطوح حمایت و مقاومت قدرتمند که در پشت چشمها یا نزدیک به بینی ایجاد شده است.
شرایط ورود و خروج از معامله پین بار Pocketoption
یک گزینهی ورود به معامله مهاجمانه، ورود به معامله در زمانی است که قیمت چشم راست به قبل از سطح بسته شدن چشم چپ عقب نشینی میکند.
بحث اصلی بین معامله گران حرفهای این است که ارزها دارای مزیت اصلی بازار سهام را ندارند. این امکان که سهام یک شرکت میتواند به دلایل فاندامنتال صدها درصد صعود کند.
در حالی که ارزها نمیتوانند به این روش در مقابل هم نوسان کنند. تنها استثنا ارز کشورهای جهان سوم است که به دلایل سیاسی یا اقتصادی به سرعت ارزش خود را از دست میدهند.
با اینکه این استدلال صحت دارد اما امکان استفاده از استراتژی خرید و نگهداری ارز در بازار فارکس را از بین نمیبرد.
عدم رشد پرسرعت و قابل توجه به سادگی توسط اهرم یا لوریج با درجه بالا (تا 1 به 2000) قابل جبران است.
استراتژی شکاف یا Gap یک سیستم معاملاتی جالب است که از یکی از مضطرب کننده ترین پدیده های بازار فارکس یعنی شکاف بین قیمت بسته شدن جمعه و قیمت باز شدن دوشنبه، بهره میگیرد.
خود شکاف معاملاتی از این نشات میگیرد که بازار ارزی بین بانکی حتی در آخرهفته نیز به اخبار فاندامنتال واکنش نشان میدهد و در روز دوشنبه با بیشترین سطح نقدینگی کار خود را آغاز میکند.
این استراتژی بر اساس این فرض است که شکاف نتیجه ای از پیشبینی ها و نوسانات اضافه است بنابراین معامله برخلاف جهت بازار احتمال دارد پس از چند روز سودآور شود.
1 – یک جفت ارز با سطح نسبتا بالایی از نوسان را انتخاب کنید. ما GBP/JPY را پیشنهاد میکنیم اما دیگر جفت ارزهای مبتنی بر JPY نیز مناسب هستند.
2 – زمانی که یک هفته جدید آغاز میشود، توجه کنید که آیا شکافی وجود دارد یا خیر. در این مورد یک شکاف حداقل باید 5 برابر اسپرد میانگین برای آن جفتارز باشد.
3 – اگر در زمان باز شدن بازار در دوشنبه، قیمت باز شدن کمتر از قیمت بسته شدن جمعه باشد، شکاف منفی است و شما باید وارد یک معامله خرید شوید.
4 – اگر قیمت باز شدن در روز دوشنبه بالاتر از قیمت بست شدن در جمعه باشد، شما باید یک معامله فروش باز کنید.
5 – سطح توقف ضرر یا کسب سودی را پیادهسازی نکنید. این یک شرایط نادر است که و توقف ضرر برای این استراتژی مناسب نمیباشد.
6 – دقیقا قبل از پایان نشست معاملاتی هفتگی (برای مثال 5 دقیقه قبل از پایان) باید معامله خود را ببندید.
اسپرد میانگین برای GBP/JPY سه پیپ در حین این مثال بوده است و تمام شکاف ها بسیار گسترده تر از 15 پیپ بودهاند و این باعث میشود آنها برای این استراتژی مناسب باشند.
گزارش COT یا تعهد معامله گران در واقع یک گزارش احساسات بازار هفتگی است که برای معامله گران فارکس اطلاعات مهمی در مورد وضعیت جفت ارزها ارائه میکند.
این گزارش که توسط کمیسیون معاملات آتی کالا (CTFC) منتشر میشود را میتوان به عنوان مرجعی در استراتژی فارکس معامله گران استفاده کرد.
توجه داشته باشید که بازار فارکس تنها بازار مالی نیست که در تحلیل گزارش COT شامل میشود و این باعث شده این گزارش برای همه معامله گران مرجع ارزشمندی باشد.
1 – معامله گران تجاری: این موارد اغلب شرکت های بزرگ و چند ملیتی با علاقه به پوشش ریسک در بازارهای معاملات آتی هستند.
برای مثال، یک تولیدکنندهی ژاپنی ممکن است تمایل داشته باشد که خود را در مقابل نوسانات قیمت جفت ارز USD/JPY پوشش ریسک کند.
2 – معامله گران غیرتجاری: این داده اغلب به پیش بینی کنندگان بزرگ بازار معاملاتی مانند مشاوران معاملات کالا و اعضای موسسات معاملاتی بزرگ مربوط میشود.
برای مثال یک صندوق معاملاتی کالای بزرگ باور دارد که دلار آمریکا در مقابل یوروی اروپا ارزش بیشتری پیدا خواهد کرد. به این منظور به سرمایه گذاری بر روی قراردادهای آتی یورو میپردازد.
این افراد اغلب به عنوان فعالان کوچک در بازار شناخته میشوند و تاثیر کمتری بر روی بازار دارند و تاکیدی در گزارش COT بر روی آنها نمیشود.
برای مثال اینها معامله گرانی هستند که از لوریج برای ورود به معاملات مناسب بهره میگیرند و از خودشان سرمایهی بزرگی ندارند که تاثیر بزرگی بر روی بازار معاملاتی بگذارند.
تقاطع مرگ یا Death Cross اصطلاحی است که اغلب در بازار معاملاتی استفاده میشود چون در شناسایی تغییرات ترند بسیار مفید است و همینطور استفاده از آن به شدت آسان است.
یک تقاطع مرگ زمانی رخ میدهد که میانگین متحرک ساده (SMA) با دوره 50 به پایینتر از میانگین متحرک ساده با دوره 200 عبور میکند.
تقاطع مرگ یک پس زمینه نزولی برای بازار ارائه میکند در حالی که اندازه حرکت (Momentum) بازار به سمت پایین حرکت میکند و پتانسیلی برای تبدیل شدن به یک ترند بلند مدت نزولی دارد.
میانگین متحرک ساده 50 یک میانگین حسابی از سطوح بسته شدن قیمت در 50 دوره اخیر است. اگر از چارت روزانه استفاده میکنید، این به معنای 50 روز است.
بنابراین میانگین متحرک ساده 50 به حرکات قیمتی اخیر در بازار واکنش بیشتری نسبت به میانگین متحرک ساده 200 نشان میدهد.
چطور یک تقاطع مرگ را شناسایی کنیم؟
سه مرحله اصلی در شکل گیری تقاطع مرگ وجود دارد:
1 – مقدمه: حرکت قیمتی ثبات پیدا میکند یا در برخی سناریوهای دیگر، پس از ترند صعودی برای مدت قابل توجهی، به طور تند سقوط میکند.
دورهی ثبات بازار سرنخی از این است که احتمال ضعیف شدن ترند صعودی وجود دارد و این میتواند باعث شود یک تغییر جهت ترند رخ دهد. در این مرحله SMA 50 بالاتر از SMA 200 باقی میماند.
2 – تقاطع مرگ: این همان لحظه دقیقی است که میانگین متحرک ساده 50 از میانگین متحرک ساده 200 به سمت پایین عبور میکند و پسزمینه ای نزولی برای بازار فراهم میکند.
تقاطع مرگ معمولا به عنوان سیگنالی برای ورود به معامله در بازار معاملاتی شناخته میشود.
3 – اندازه حرکت نزولی ادامه دار: حرکت قیمتی پس از تقاطع مرگ به سمت پایین میرود و اغلب یک ترند نزولی جدید ایجاد میکند.
در حالت ایدهآل، در این مرحله شاهد این خواهید بود که میانگین متحرک کوتاه تر به عنوان سطح مقاومت پویا برای حرکت قیمتی نقش ایفا میکند.
نقطه محوری کاماریلا یا Camarilla یک اندیکاتور چندکاره است که به معامله گران اجازه میدهد از سطوح قیمتی کلیدی، نقاط ورود و خروج از معامله و مدیریت ریسک مناسب آگاه شوند.
بهترین استراتژی نقطه محوری کاماریلا در واقع به شرایط بازار در هر زمان بستگی دارد.
استراتژی های مختلفی برای نقاط محوری کاماریلا وجود دارد که در این مطلب به مهمترین آنها خواهیم پرداخت.
یک نقطه محوری کاماریلا در واقع یک ورژن گسترش یافته از نقاط محوری سنتی است که برای معامله گران سطوح کلیدی از مقاومت و حمایت فراهم میکند.
در نقطه محوری کاماریلا چهار سطح حمایت و چهار سطح مقاومت وجود دارد و این سطوح نسبت به سطوح محوری سنتی، به اندازه قابل توجهی نزدیک به هم هستند.
استراتژی محدوده محوری کاماریلا
یک محدوده به عنوان بازار افقی شناخته میشود که قیمت در آن بین خطوط مشخصی از حمایت و مقاومت نوسان میکند.
معامله گران مبتنی بر محدوده میتوانند از نقاط محوری کاماریلا بهره بگیرند چون این اندیکاتور هر روز برای معامله یک محدوده جدیدی را ارائه میکند.
همانطور که در تصویر زیر میتوانید مشاهده کنید، معامله گرانی که به دنبال تغییر جهت های کوتاه مدت داخل محدوده هستند، باید تمرکز اصلی خود را بین محورهای S3 و R3 بگذارند.
به طور سنتی، معامله گران مبتنی بر محدوده به دنبال این هستند که قیمت به سمت یک نقطه حمایت یا مقاومت حرکت کند.
اگر مقاومت پایدار بماند، معامله گران به دنبال شروع یک معامله فروش در نزدیک محور R3 خواهند بود تا از حرکت قیمت به سمت حمایت سودآوری کنند.
از طرفی دیگر، اگر قیمت با حمایت بالاتر از محور کاماریلا S3 باقی بماند، معامله گران به دنبال آغاز معامله خریدی خواهند بود تا از حرکت قیمت به سمت مقاومت R3 سود کنند.
در این حالت اگر بازار در حالت ترند صعودی است، معامله گران به دنبال معامله خرید در سطح S3 با اعمال توقف ضرر در سطح S4 خواهند بود. در حالت نزولی فروش در R3 و توقف ضرر در R4 ثبت میشود.
عدم موفقیت در معامله همیشه امکان پذیر است حتی پس از اینکه شما تحقیق خود را در معامله کردهاید، زمان ورود به معامله مناسب را پیدا کرده و استراتژی خود را به طور دقیق اجرا کردهاید.
چیزی که حتی آزاردهنده تر است این است که معامله قرار بوده طبق پیشبینی شما بسته شود اما مشکلی پیش آمده است.
معامله کردن بدون یک برنامه شفاف برای خروج از معامله میتواند خطرناک باشد. بنابراین سوال این است که چه زمانی از معامله خارج شویم و دلایل اینکه معامله گران در این کار سهل انگاری میکنند چیست؟
فرض کنید همه چیز طبق پیشبینی پیش برود و معامله ای باز کردهاید که در حال سودآوری مناسبی است و انتظار دارید که قیمت به زودی به هدف سودآوری شما برسد.
اما زمانی که قیمت به هدف شما میرسد، شما در بستن معامله تعلل کرده و برای سودآوری بیشتر آن را برای مدت بیشتری باز نگه میدارید.
نکته مهم این است که نادیده گرفتن حد و حدودها بسیار خطرناک است چون در هر لحظه ممکن است سودآوری ها و همینطور سرمایه خود را از دست دهید.
طمع یکی از موانع سد راه معامله گران است و همیشه بهتر است که سودآوری هدف گذاری شده خود را کسب کنید تا اینکه همه چیز را در راه امید به سودآوری بیشتر از دست دهید.
این دو سطوح ابزار موثری از مدیریت ریسک محسوب میشود. توقف ضرر یا Stop-Loss برای این طراحی شده است که معامله تا زمانی که به سطح ضرر مشخصی برسد، ادامه پیدا کند.
به طور مشابهی، دستور کسب سود یا Take Profit به معامله گر اجازه میدهد که یک معیار سودآوری تعیین کرده و با رسیدن قیمت به آن، معامله را ببندد و سود خود را دریافت کند.
پیاده سازی این ابزار میتواند به معامله گر کمک کند تا زمان خروج از معامله را درک کند. نقطهای که این سطوح در آن قرار میگیرند به استراتژی شخصی هر معامله گر بستگی دارد.
الگوی ستاره شامگاهی یک الگوی سه کندلی است که سیگنالی از تغییر جهت در بازار ارائه میکند و به طور رایجی برای معامله فارکس به کار گرفته میشود.
شناسایی صحیح تغییر جهت ها در هنگام معامله در بازارهای مالی ضروری است زیرا این به معامله گران اجازه میدهد که در ابتدای یک تغییر جهت ترند احتمالی، وارد معامله شوند.
3 – کندل صعودی یا نزولی کوچک: کندل دوم یک کندل کوچک و در بعضی مواقع یک کندل دوجی است که اولین نشانه از قدرت افتادن ترند صعودی است.
4 – کندل نزولی بزرگ: اولین نشانه واقعی فشار فروش در این کندل نمایان میشود. در بازارهای غیر فارکس این کندل از بسته شدن کندل قبلی به سمت پایین شکاف پیدا میکند و از ترند نزولی جدید خبر میدهد.
5 – حرکت قیمتی بعدی: پس از یک تغییر جهت موفق، معامله گران حداکثرها و حداقل های پایینتری را مشاهده میکنند اما همیشه باید مواظب باشند و از مدیریت ریسک بهره ببرند.
چطور با ستاره شامگاهی در آی سی ام بروکرز معامله کنیم؟
الگوی ستاره شامگاهی را در یک چارت قیمتی برای جفتارز EUR/GBP تصور کنید. زمانی که الگو کامل میشود، معامله گران میتوانند به دنبال ورود به بازار از زمان باز شدن کندل بعدی باشند.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید