ترس و طمع و به طور کلی احساسات بازار اغلب جزو اصلیترین عناصر گرداننده بازار های مالی هستند.
درک اینکه چه زمانی باید این احساسات را در کنترل خود نگهدارید، میتواند سرنوشت شما به عنوان یک معامله گر موفق یا یک حرفهی معاملاتی کوتاهمدت و نافرجام را رقم بزند.
ترس و طمع میتواند بین معامله گران رایج باشد و اگر آن را به خوبی مدیریت نکنید، میتواند خسارتهای بسیاری برای شما ایجاد کند.
ترس اغلب به عنوان یک بیمیلی برای ورود به معامله یا بستن یک معامله موفق به طور مبتدیانه، در بازار خود را بروز میدهد.
از طرف دیگر، طمع زمانی که معامله گران سرمایهی بیشتری به معاملات سودآور اضافه میکنند یا از اهرم بیش از حد در معاملات بهره میگیرند، خود را نشان میدهد.
چطور ترس و طمع در معاملات را مدیریت کنیم؟
چندین راه برای کنترل احساسات و اطمینان حاصل کردن از اینکه ترس و طمع بر روی تصمیمات معاملاتی شما تاثیری نمیگذارد، وجود دارد:
1 – داشتن یک برنامه معاملاتی
معامله گران برای اجتناب از تصمیمگیری بر اساس احساسات باید یک برنامه معاملاتی داشته باشند که مسیر را به آنها نشان میدهد.
در غیر اینصورت ممکن است دچار تصمیماتی مانند استفاده بیش از حد از لوریج، حذف کردن توقف ضررها و اختصاص سرمایه بیشتر به معاملات ناموفق، شوید.
معامله گران همینطور نیاز دارند که در هنگام معاملات مسئولیت حساب خود را بر عهده بگیرند. بهترین راه برای انجام این کار، ثبت وقایع معاملاتی است.
ثبت وقایع معاملاتی در یک Trading Journal به معاملهگران کمک میکند معاملات خود را دنبال کنند و یادداشتهایی در مورد تکنیک های موثر و غیرموثر داشته باشند.
این در حالی است که اهرم برای معامله گران امکان شرکت در معاملات بزرگتر بدون ارائهی کل مبلغ موردنیاز برای انجام آن را فراهم میکند.
این مهم است که بدانید معامله با اهرم شامل ریسک میشود و به اندازهای که میتواند برای شما سودآوری بیشتری به ارمغان آورد، به همان اندازه میتواند شما را دچار ضررهای بیشتری کند.
یک مارجین کال زمانی رخ می دهد که یک معامله گران دیگر هیچ مارجین آزاد و قابل استفادهای نداشته باشد.
به عبارتی دیگر، حساب معاملاتی نیاز به مبلغ بیشتری دارد. این معمولا زمانی اتفاق میافتد که ضررهای معاملاتی مارجین را به کمتر از سطح قابل قبول که توسط بروکر تنظیم شده است، هدایت میکند.
مارجین کال در زمانی احتمال رخداد بیشتری دارد که معامله گران بخش بزرگی از موجودی کل خود را به معاملات اختصاص داده باشند و آن را تبدیل به مارجین استفاده شده کرده باشند.
در این حالت فضای زیادی برای ضرردهی وجود ندارد و از نظر بروکرها این قانون باید وجود داشته باشد تا معامله گران به مدیریت ریسک بهتری تن بدهند.
در زیر به برترین مواردی که باعث ایجاد مارجین کال میشوند اشاره کردهایم:
دستور بازار سادهترین دستور است و اغلب اولین دستوری است که معامله گران با آن آشنا میشوند.
این دستور برای ورود به معامله با قیمتی فعلی بازار استفاده میشود. اغلب اسکالپرها و معامله گران روزانه از این دستورها برای ورود و خروج سریع از بازار بهره میگیرند.
دستورهای ورود به بازار
این دستورها منحصربفرد هستند زیرا میتوان آنها را بر روی قیمت غیر از قیمت فعلی بازار تنظیم کرد.
اگر بازار به قیمتی که معامله گر برای ورود به معامله انتخاب میکند برسد، یک معامله باز میشود. یکی از مزایای این دستور این است که لازم نیست روبهروی کامپیوتر بمانید تا بازار به قیمت موردنظر شما برسد.
دو نوع دستور حد در معاملات فارکس وجود دارد: 1 – دستور حد برای باز کردن یک معامله 2 – دستور حد برای بستن یک معامله.
در هنگام استفاده از یک دستور حد، معامله شما زمانی اجرا میشود که بازار به قیمت انتخابی شما یا بهتر از آن برسد.
برای مثال اگر جفت ارز EUR/USD در قیمت 1.1294 معامله میشود و شما فکر میکنید که قبل از صعود قیمت به 1.1200 کاهش پیدا خواهد کرد، دستور حد خرید را بر روی 1.1200 تنظیم خواهید کرد.
از طرف دیگر، اگر جفت ارز EUR/USD را در 1.1300 خریده باشید و بخواهید با 100 پیپ سودآوری از آن خارج شوید، دستور حد فروش خود را بر روی 1.1400 تنظیم خواهید کرد.
حرکات بازار میتوانند غیرقابل پیشبینی باشند و دستور توقف ضرر (Stop Loss) یکی از تنها امکاناتی است که معامله گران برای حفاظت خود در مقابل ضررهای خارج از کنترل در اختیار دارند.
توقف ضررها در فارکس انواع مختلفی دارند و به روشهای متفاوتی میتوان آنها را پیادهسازی کرد. یکی از آنها توقف ضرر دنباله دار است که به طور اتوماتیک با حرکت بازار، به روز رسانی میشود.
حرکات بازار میتوانند غیرقابل پیشبینی باشند و دستور توقف ضرر (Stop Loss) یکی از تنها مکانیزمهایی است که معامله گران برای حفاظت خود در مقابل ضرر فراوان در اختیار دارند.
توقف ضررها در فارکس انواع مختلفی دارند و به روشهای متفاوتی میتوان آنها را پیادهسازی کرد.
در واقع توقف ضرر دستوری معاملاتی است که توسط بروکرها ارائه میشود تا ضررها در بازارهای پرنوسان و جریان بازار خلاف پیشبینی، محدود شود.
این کار با ثبت یک دستور توقف ضرر، چند پیپ دورتر از نقطه ورود به معامله، قابل انجام است.
یک توقف ضرر میتواند به معاملات کوتاه یا بلندمدت متصل شود و آن را به یک ابزار بسیار مفید برای هر استراتژی معاملاتی فارکسی تبدیل کند.
چرا دستور توقف ضرر اهمیت بالایی دارد؟
توقفها به چند دلیل مختلف اهمیت زیادی دارند اما در نهایت همه چیز به یک مورد بازمیگردد: ما هیچوقت نمیتوانیم آینده را ببینیم.
صرفنظر از اینکه شرایط بازار چقدر قاطعانه است و چقدر اطلاعات در مورد روند آن داشته باشیم، قیمت های آیندهی ارزها مشخص نیست و هر معامله یک ریسک به شمار میآید.
طبق تحقیقات معامله گران اغلب در بیشتر از نیمی از معاملات خود موفق میشوند اما به دلیل اینکه از مدیریت ریسک مناسبی استفاده نمیکنند، معاملات متضرر بیشتر از چیزی که باید به آنها خسارت وارد میکند.
برای معامله گرانی که میخواهند بیشترین کنترل را داشته باشند، توقف ضررهای دنباله دار گزینهی مناسبی هستند.
توقف ضرر دنبالهدار در واقع توقف ضررهایی هستند که با حرکت قیمت به نفع معامله گر، تغییر پیدا کرده و قیمت را دنبال میکنند تا ریسک اشتباه کردن در پیشبینی روند بازار را بیشتر از همیشه کاهش دهند.
استفاده از مارجین در معاملات فارکس برای بسیاری از معامله گران مفهوم جدیدی است و برخی دیگر نیز آن را اشتباه متوجه شدهاند.
به زبان ساده، مارجین (Margin) حداقل مقدار سرمایهای است که برای ثبت یک معامله دارای اهرم یا لوریج نیاز است و این میتواند یک ابزار مدیریت ریسک مفید باشد.
یکی از مهمترین مفاهیم مربوط به مارجین در واقع مارجین کال (Margin Call) است که معامله گران به شدت سعی میکنند از آن اجتناب کنند.
در واقع عدم آگاهی در مورد مارجین و مفاهیم مربوط به آن به شدت خطرناک است و میتواند برای شما ضررهای بسیاری آورد و برای همین مارجین یکی از عناصر ضروری برای هر معامله گری است.
سطح مارجین فارکس: این یک معیار از میزان سرمایهی داخل حساب معاملاتی است که با تقسیم کردن موجودی کل بر مارجین استفاده شده و ضرب کردن آن در 100 به دست میآید.
درک مفهوم FOMO: ترس از دست دادن یا FOMO یکی از مهترین احساسات است و معامله گران باید آن را فورا در خود تشخیص دهند.
با اینکه این کار ساده نیست، معامله گران باید به یاد داشته باشند که همیشه یک فرصت معاملاتی دیگر انتظارشان را میکشد و نیازی نیست حس بدی در مورد تک تک فرصت های از دست رفته داشته باشند.
غلبه بر طمع: طمع یکی از رایجترین احساسات بین معامله گران است و به همین دلیل، نیاز به توجه خاص دارد.
زمانی که قدرت طمع از منطق بیشتر میشود، معامله گران معمولا بر روی معاملات متضرر تاکید میکنند و آن را باز نگه میدارند یا اینکه به طور بیدقتی از اهرم یا لوریج بسیار بالا استفاده میکنند.
معامله پاره وقت اجازه میدهد که با کمتر شدن احتمال افراط و تفریط، بهرهوری معاملاتی خود را بالاتر ببریم.
تفریط یا کم معامله کردن به شما اجازه نمیدهد که در زمان مناسب از فرصت های معاملاتی موجود در بازار بیشتری بهره را ببرید.
از طرفی دیگر افراط و بیش از حد معامله کردن که معمولا در معامله گران تمام وقت دیده میشود، باعث آشفتگی شده و شفافیت را از معامله کردن دریغ میکند.
معامله پاره وقت برای شما چشماندازی ساده از بازارها با عدم اطمینان کم ارائه میکند. زمانی که صرف میکنید محدود است بنابراین زمان بیشتری برای فعالیتهای اجتماعی خواهید داشت.
استراتژی های مختلفی وجود دارد که اگر زمان کافی ندارید میتوانید از آن بهره بگیرید. سعی کنید دستورها را به گونهای وارد کنید که با قیمتهای مشخصی وارد بازار شوید.
پس از آن اجازه دهید دستورهای معاملاتی که ثبت کردهاید کار خود را انجام دهند و دیگر نیازی نیست که ساعتها آنها را رصد کنید.
اصطلاح تقاطع طلایی به دلیل مفید بودنش در تشخیص تغییرات ترند و همینطور استفادهی آسان از آن، در بازار محبوبیت بالایی دارد.
در واقع یک تقاطع طلایی زمانی رخ میدهد که یک میانگین متحرک ساده (SMA) با دورهی 50 به بالاتر از یک میانگین متحرک ساده با دورهی 200 عبور میکند.
الگوی تقاطع طلایی یک سیگنال صعودی ارائه میکند و با افزایش اندازه حرکت قیمت کوتاه مدت، احتمال این وجود دارد که حرکت بازار به یک ترند بلند مدت جدید (صعودی) تبدیل شود.
میانگین متحرک ساده 50 یک میانگین حسابی از سطوح قیمت بسته شدن در 50 دوره یا روز گذشته است (اگر از چارت روزانه استفاده میکنید).
بنابراین میانگین متحرک ساده 50 به قیمت های اخیر بازار بیشتر از میانگین متحرک ساده 200، واکنش نشان میدهد.
میانگین متحرک ساده با دوره 200 در واقع میانگین قیمتهای بسته شدن در 200 دوره گذشته را نشان میدهد و خط میانگین هموارتری را خلق میکند که کمتر بر روی قیمتهای اخیر تمرکز دارد.
2 – شکل گیری تقاطع طلایی: این دقیقا همان لحظه است که میانگین متحرک 50 از 200 به سمت بالا عبور میکند و پس زمینهی صعودی بازار که با نام تقاطع طلایی شناخته میشود را ایجاد میکند.
تقاطع طلایی اغلب به عنوان یک نشانه برای جستجوی نقاط ورود به بازار، تفسیر میشود.
اصطلاح تقاطع طلایی به دلیل مفید بودنش در تشخیص تغییرات ترند و همینطور استفادهی آسان از آن، در بازار محبوبیت بالایی دارد.
در واقع یک تقاطع طلایی زمانی رخ میدهد که یک میانگین متحرک ساده (SMA) با دورهی 50 به بالاتر از یک میانگین متحرک ساده با دورهی 200 عبور میکند.
الگوی تقاطع طلایی یک سیگنال صعودی ارائه میکند و با افزایش اندازه حرکت قیمت کوتاه مدت، احتمال این وجود دارد که حرکت بازار به یک ترند بلند مدت جدید (صعودی) تبدیل شود.
میانگین متحرک ساده 50 یک میانگین حسابی از سطوح قیمت بسته شدن در 50 دوره یا روز گذشته است (اگر از چارت روزانه استفاده میکنید).
بنابراین میانگین متحرک ساده 50 به قیمت های اخیر بازار بیشتر از میانگین متحرک ساده 200، واکنش نشان میدهد.
میانگین متحرک ساده با دوره 200 در واقع میانگین قیمتهای بسته شدن در 200 دوره گذشته را نشان میدهد و خط میانگین هموارتری را خلق میکند که کمتر بر روی قیمتهای اخیر تمرکز دارد.
2 – شکل گیری تقاطع طلایی: این دقیقا همان لحظه است که میانگین متحرک 50 از 200 به سمت بالا عبور میکند و پس زمینهی صعودی بازار که با نام تقاطع طلایی شناخته میشود را ایجاد میکند.
تقاطع طلایی اغلب به عنوان یک نشانه برای جستجوی نقاط ورود به بازار، تفسیر میشود.
این معمولا در حین دوره های پرنوسان و همینطور بازه های زمانی که در آن دستورهای معاملاتی نمیتوانند با قیمت های درخواستی مطابقت پیدا کنند، رخ میدهد.
معمولا دیدی منفی از اسلیپج در بازار فارکس وجود دارد اما در واقع از این رخداد عادی در بازار میتواند به نفع خود استفاده کرد.
زمانی که دستورهای معاملاتی فارکس برای اجرا شدن توسط بروکر یا بانک ارسال میشوند، آنها با بهترین قیمت در دسترس (چه بالاتر از قیمت درخواستی چه پایینتر) اجرا میشوند.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید